قانون اساسي ايران و اختيارات دولت

بازدید : 26

کافیست یکبار قانون اساسی‌مان را بخوانیم تا متوجه شویم قانون اساسی ما به هر دلیلی جایگاه بسیار محدودی برای دولت قائل است ، طبق این قانون دولت نه تنها تصمیم‌گیرنده نیست بلکه فقط مسئول اجرای سیاست‌های مصوب در کشور است بدین معنا که اگر حرف‌ نوینی هم بزند ولی در حکومت (state) نسبت به آن اجماع وجود نداشته باشد عملا قادر به انجام هیچ کاری نیست


اما این حرف به معنای اصلاح‌ناپذیری سیستم نیست چرا که اصلاح و تغییر در کشور ما تابع مشکلات و بحران‌هاست و اکثر تصمیمات ما در دوران پس از انقلاب پیرو بحران‌ها بوده‌ است . ما به بحران‌ها رسیده‌ایم سپس تصمیم‌گیری کردیم ولی همواره در شرایط عادی از بررسی مشکلات‌ غفلت میکنیم . مثلا در شرایط عادی برای کسی مهم نیست که اگر ما با همین تحریم اقتصادی حرکت کنیم زیر یک‌میلیون بشکه نفت صادر کنیم صنعت نفت و گازمان فرصت سرمایه‌گذاری خارجی نداشته باشد از نظر فناوری از دنیا فاصله بگیریم و فضای روانی جهان علیه سرمایه‌گذاری در ایران باشد ۵سال دیگر پروژه‌های کشور ، بودجه عمرانی ، نظام آموزشی ، صنایع در ایران و حتی بخش امنیت چه وضعیتی خواهد داشت


هدف ما باید ایران آینده مردم و ثروت و رفاه کشور باشد و حتی به نظر میرسد آیندۀ تفکر دینی هم در گروی کارآمدی حکومت در تمام حوزه‌هاست . حکمرانی محل بحث‌های دینی و فلسفی نیست ، فلسفه متعلق به دانشگاه است و در حکمرانی به جای فلسفه‌ورزی باید نگاه کنیم ببینیم دنیا چکار کرده ، امروز در کشور ما با موضوعات بسیار جدی مانند قاچاق ، تورم ، سوانح جاده‌ای ، اختلاف طبقاتی ، بحران محیط‌زیست ، آموزش عالی ضعیف و ... مواجهیم ولی هیچکس واقعا نمیداند این موضوعات را چگونه باید حل کرد ؟ به راستی اگر قرار نیست فکر چاره‌ای برای مدیریت مشکلات‌ باشیم این همه سازمان‌ عریض و طویل به چه درد میخورند ؟ این مشکلات که با سخنرانی و موعظه حل نمی‌شود ، باید بدانیم دنیا چکار کرده و بیاموزیم


ما باید همان راهی را برویم که اکثر آسیایی‌ها رفتند ، همان راهی که اندونزی ، مالزی ، هند و از همه مهم‌تر چین رفت . چین کشوری با قدمت تاریخی ، غرور ملی و ناسیونالیسم مقتدر است اما به جریان جهانی توسعه پیوست و امروز اصلی‌ترین رقیب آمریکا در تمام عرصه‌هاست ، هیچ کشوری در دهه‌های اخیر نتوانسته بدون تجارت آزاد با سایر کشورها به توسعۀ پایدار در استانداردهای زندگی برسد , کافی‌ست سرنوشت کشورهایی مانند کوبا ، ونزوئلا ، زیمبابوه که خواسته یا ناخواسته از دنیا جدا شدند را با ژاپن , تایوان و ویتنام که درهای خود را به روی تجارت دنیا باز کردند مقایسه کنیم تا به راحتی راه‌حل تمام بحران‌ها و مشکلات‌مان را دریابیم.

دکتر_محمود_سریع‌القلم


تاریخ ثبت : 1398/02/25